پوریا پوریا ، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

پوریا پسر مهربون من

هفته قبل

1391/9/26 11:19
نویسنده : مامان دنیا
210 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

niniweblog.com

 

سلام گل من امروز تقریبا بعد از 5 روز اومدم تا برات بنویسم ت این هفته که نبودیم چیکار کردیم کجا رفتیم باز هم از قرار معلوم رفتیم شمال و عروسی ایندفعه با باباییرفتیم چون بابا رامین کار بود و نمی تونست با ما بیاد و ما هم باید می رفتیم آخه عروسی پسر دایی مامان بود و نمی شد نرفت گل پسری حسابی بهت خوش گذشت و کلی واسه ی خودت لذت بردی هم هوا خوب بود و هم مهمونی عالی تو عروسی هم که تا می تونستی رقصیدی و مجلس رو گرم کردی من نمی دونم اینا چطوری می خوان جواب این همه زحمت تورو بدن اصلا شاید هم نتونن عزیز دلم اینقدر شب خسته بودی که شامت رو که خوردی روی پای بابایی زود گرفتی خوابیدی و فردا صبح زود هم راهی شدیم و برگشتیم سمت تهران و تقریبا ساعت 8 رسیدیم خونه و بعد از یه دوش گرفتن دوباره خوابیدی آخه توی مسیر نزدیکیای منجیل که از خواب بیدار شدی دیگه نخوابیدی و عوضش تو خونه حسابی جبران کردی

دیشب هم مامانی و بابایی و خاله سعیده و خاله رویا و عمو مظفر هم شب نشینی اومده بودن خونه ما هم برای دیدار ما و هم برای تبریک تولد مامان البته با کمی تاخیر چون تولد مامان 28 شهریور بود و چون مامانی اینا شمال بودن موقعیتش جور نشد که بیان و خاله رویا هم که طبق معمول سرما خورده و ترجیح داد به خاطر گل پسر قندعسل یه کم دیرتر بیاد.

خلاصه دیگه هم تقریبا مسافرت های ما تموم شد و دیگه فعلا باید تو خونه سر کنیم ولی کلا همه چی خیلی خوب بود و خیلی هم خوش گذشت حالا تو پست های بعدی یه سری عکس برات میذارم تا همیشه از دیدنشون لذت ببری عزیزکم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

آجي موناااااااااا
2 مهر 91 11:45
كوووووووووووو عكساش پس خاله رويا ؟؟؟؟
مامان پوريا پهلووون كوچولو
9 مهر 91 10:34
سلام خاله خوبين تولدتون هم مباركه البته با تاخير الهي 120 ساله بشي واميدوارم هميشه به شادي و تفريح باشين